banner-lefticonbanner-rightIcon
روانشناسی نوجوان

رنج نوجوان 1405 (والدین بخوانند)

  • روح الله دهقانیروح الله دهقانی
  • 14 اردیبهشت 1405
  • 12 دقیقه مطالعه
رنج نوجوان 1405 (والدین بخوانند)

❓این روزها، وسط این همه خبر و نگرانی… تا حالا با خودتان فکر کرده اید چه چیزی نوجوانتان را اذیت می کند؟

🚶🏃🧎ما معمولاً اول رفتار را می بینیم: سکوت های طولانی، بداخلاقی و سرکشی، اهمال کاری یا پرخاش های ناگهانی.

🧠اما پشت همین واکنش ها، خیلی وقت ها یک ذهن خسته، ترسیده و گیج پنهان است؛ نوجوانی که نمی داند چطور درباره ی ترس ها و ابهام هایش حرف بزند  
یا نگران است باری روی دوش شما بگذارد.

✨سکوتش یعنی «نمی دانم از کجا شروع کنم» و سرکشی اش یعنی «نمی دانم چطور کمک بخواهم»...

 

ببینیم رنج نوجوان 12 تا 15 ساله در این وضعیت سخت این روزها چگونه است؟


نوجوان در این روزها در میانهٔ تجربه هایی قرار دارد که برای سنش سنگین اند؛ نه آن قدر کودک است که بی تفاوت بماند، و نه آن قدر بزرگسال که بتواند معنا بدهد و تاب بیاورد.
◀ این ها چیزهایی است که واقعاً اذیتش می کند:

 

1) قطع شدن اینترنت

برای او فقط «نبود اینترنت» نیست؛
قطع شدن ناگهانی تنها پل ارتباطی اش با دوستان، سرگرمی، درس و هویت در حال شکل گیری اش است.

 

2) مدرسهٔ آنلاین بی ثبات 

کلاس هایی که ناپیوسته اند، تکلیف هایی که سخت و کسل کننده اند و دیر به دستش می رسند، و معلم هایی که خودشان هم تحت فشارند.

 

3) خانه ای که پر از تنش اقتصادی است. 

او حرف ها را می شنود—حتی وقتی والدین فکر می کنند پنهانش می کنند. حرف های والدین دربارهٔ پول، اجاره یا هزینه ها در ذهن نوجوان تبدیل می شود به: «اتفاق بدی در راه است

 

4) ابهام مزمن

هیچ کس جواب قطعی نمی دهد:
اینترنت کی درست می شود؟
وضعیت تا کی ادامه دارد؟
مدرسه چه می شود؟
ابهام در این سن یک فشار شناختی فرساینده است.

 

5) حس گیر افتادن در خانه 

خانه برایش «محیط امن» نیست؛
بیشتر به فضایی شبیه انتظار طولانی تبدیل می شود: انتظار خبر، انتظار تکلیف، انتظار وصل شدن اینترنت، انتظار بهتر شدن اوضاع.

 

6) قطع ارتباط با دوستان

در این سن، دوست ها مرکز جهان اند.
وقتی ارتباط قطع یا مبهم است، نوجوان احساس می کند بخشی از خودش را از دست داده.

 

7) تغییرات ناگهانی خلق وخو

نه فقط به دلیل بلوغ؛ بلکه به خاطر فشار ترکیبی ترس، عدم اطمینان و بی قدرتی—چیزهایی که زبان بیانشان را ندارد.

 

8) فهمیده نشدن توسط والدین

والدین درگیر فشارهای خودشان اند؛
نوجوان می بیند، اما نمی تواند بگوید:
«من هم ترسیدم، من هم سردرگمم، من هم دارم تلاش می کنم.»
 

گاهی بسیاری از رفتارهایی که «بی مسئولیتی»، «لجبازی» یا «بی انگیزگی» دیده می شوند،
تلاش های خام نوجوان برای کنار آمدن با همین فشارها هستند؛ زبان ناپخته ای برای گفتن «حالم خوب نیست.»

و در پایان… خیلی وقت ها نوجوان به جای نصیحت یا راه حل، فقط به کسی نیاز دارد که آرام بگوید: «می فهممت.»

شروع مشاوره